دردم از یار، درمانم از یار کفرم از خود، ایمانم از یار مسیح آسا گر بکشندم به دار دست بر نمیدارم از دامان یار همه عمر برندارم سر از این خمار مستی که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی